تبليغاتX
آن زن

چهارشنبه سی ام خرداد 1386

داستان زن كناردستي

داستان زن کناردستی

گرمم شده دارم آتش مي گيرم . عرق از لابلاي موهاي شقيقه ام روي كتم مي چكد.زن كنار دستي ام لبخند مي زند . نگاهش روي مرد روبري من ثابت مانده ، دستمالي از كيفش در مي آورد 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسيما در 16:51 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سی ام خرداد 1386

داستان همه چيز تو چروك اتفاق مي افتد

 

داستان همه چیز تو چروک اتفاق می افتد

دوباره مثل همیشه زل زده بودی به من . سنگینی نگاهت را حتی از این فاصله هم می توانستم حس کنم افضلی که آمد بالای سرم دسته ی کاغذها را که گذاشت روی میزم جلوی نگاه ترا که گرفت دلشوره افتاد تو دلم .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسيما در 16:28 |  لینک ثابت   •