تبليغاتX
آن زن
زنانه
باید حتما ۲۰ سالگی ات را آنجا جشن می گرفتی!

جایی به نام اوین

فرزند کمپین

اشتباه نکنید خیلی ها با دیدن این نوشته نیششان تا بناگوش باز می شود ، که بله یک پسر ۲۰ ساله را به یک جنبش زنانه چه ؟

نیشتان را ببندید اینجا قرار نیست یک طنز ضعیف یا یک دفاعیه قوی بخوانید .

اینجا قرار است از یک پسر ۲۰ ساله یاد شود که ۲۰ سالگی اش را در اوین جشن گرفته است

خوابتان می برد راحت سر هایتان را بعد از بستن نیش هایتان روی متکا خواهید گذاشت

اما برای من که اولین نیشخند را بر لب یکی از دوستان دیدم عجیب نیست

چطور پای هر انتخاباتی که به میان می آید ما زن ها عزیز دردانه می شویم

یک تار مویمان فدای یک برگه رای مثبت

اما پای تغییر قوانین زنان که می رسد خنده دار می شود حضور یک پسر جوان

نیشتان را ببندید!

همین چند وقت پیش پای صندوق های رای زنان بدحجابی را که الان متهم به مفسد بودن می کنید در حال رای دادن از تلویزیون ملی تان نشان می دادید.

امیر را آزاد کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 21:15  توسط نسيما  | 

اعترافات تکان دهنده!

هشدار یا  برخورد

پیوست: تاکید بر روی کلمه حوزه زنان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 23:14  توسط نسيما  | 

باخبر شدم اجرای حکم اعدام "سینا پایمرد" که قرار بود بامداد امروز به پای چوبه دار برود ، با دستور رئیس قوه قضاییه 10 روز به تعویق افتاد.

قرار شده تا با اعلام شماره حساب زیر هر کسی هرچقدر می تواند به سینا کمک کند تا شاید پول دیه مقتول تهیه شده و ما بتوانیم از نوای ساز سینا لذت ببریم.

شماره حساب ارزی شماره ۵۰۱۷۵۰۴۹ به نام سید سعید پایمرد و نسرین ستوده بانک تجارت شعبه اسکان کد ۵۰
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 16:27  توسط نسيما  | 

سينا پايمرد پسر 19 ساله اي است كه دو سال و نيم پيش در نزاعي خيباني مردي 38 ساله را به قتل رساند. او محكوم به اعدام شد.
چندي بعد از 18 سالگي و برخلاف ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك كه تصريح مي كند افراد زير 18 سالي كه مرتكب قتل مي شوند نبايد به مجازات اعدام محكوم شوند، دستور اجراي حكم دريافت كرد.
در پاي چوبه دار، قاضي از سينا درباره آخرين خواسته اش پرسيد. سينا كه از كودكي فلوت مي زد درخواست كرد كه فلوتش را بياورند. زمان لازم بود و 6 اعدامي منتظر برآورده شدن آخرين تقاضاهايشان ، تا احكام اجرا شود.
ولي قاضي با درخواست سينا موافقت كرد. فلوتش را آوردند و صدايي كه از ناي جان پسر بلند شد، حاضران را دگرگون كرد. او بداهه نوازي مي كرد و بعدها حتا به ياد نمي آرود كه چه نواخته است.
شور نواي ساز سينا به حدي بود كه يكي از خانواده هاي اولياء دم كه براي اجراي حكم حاضر شده بودند، خون فرزندشان را به مقتولي كه طناب برگردن داشت بخشيدند و او آزاد شد.
آنها از خانواده مردي كه به دست سينا به قتل رسيده بود نيز خواستند كه او را ببخشايد. و آنها پذيرفتند به شرطي كه خانواده سينا پايمرد بتواند 150 ميليون تومان را براي آنها در مهلت مقرر آماده كند.
پدر سينا خانه اش را فروخت. اما همه دارايي كه توانست جمع كند 70 ميليون تومان شد. او كه درگير ماجراي پسرش بود كارش را هم از دست داد. مادر سينا هم پرستاري بيكار است.
امروز مهلت آماده كردن پول تمام شد . و صبح امروز به پدر ،‌خبر دادند كه آماده اجراي حكم پسرش در امشب باشد.
پيش از آن ظاهرا گفته شده بود كه اگر بتواند مقدار ديه را به 100 ميليون برساند، باقي ديه را مي شود كاري كرد. اما امشب پسري، نه به خاطر قتل، كه به خاطر 30 ميليون تومان پول درآستانه اعدام قرار مي گيرد.
نسرين ستوده و پدر سينا از صبح زود درگير اينند كه بتوانند مهلتي ديگر بگيرند. اگر اينگونه شد و فرصتي ديگر به سينا دادند به نظرم همه بايد كمك كنيم كه اين پسر 19 ساله كه دقيقا سه سال از عمر خود را در زندان و زير سايه سنگسن مرگ گذرانده رهايي يابد.

لينك: وبلاگ آسيه اميني

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 13:21  توسط نسيما  | 

شايد ننوشتن از حس و حال  ديدن زنان حرمسرا غرق در سفيداب و سرخاب و بي توجه به اطرافي  غرق در دود و كباب و تخمه دليل خاصي نداشته باشد جز اينكه تاريخ پشت سر ما كه هميشه به آن باليده ايم آن قدر ها هم افتخار آميز نبوده زناني كه سوار بر اسب و قاطر برحسب امتيازشان در نزد شاه آن شيب تند كوه را تا رسيدن به حرمسرا طي مي كردند و وسط آن دره مشغول خود آرايي مي شدند تا شايد شاه شبي هوس كند و نيم نگاهي ...

اما جدا از تاريخ ، امروزمان هم كه به داشتن جامعه اخلاقي و مذهبي مي نازيم و برخورد ها را شديد و شديد تر مي كنيم تا مبادا تار موي زني بنيان خانوادگي مردي يا عزت جواني را در هم بشكند درست وسط همين معركه با خبر مي شويم :

نامادري دختر خوانده هاي ۶ و ۹ ساله  را مجبور به ديدن فيلم هاي پ و ر ن و ، مي كرده و در غياب پدر كه در زندان بسر مي برده از آنان مي خواسته با يكديگر  يا براي او همان كارها را انجام دهند و پدر بعد از ديدن رفتارهاي غيرعادي كودكان آنها را به شدت شكنجه مي كند.

كلاه افتخارات تارخي مان را بعد از سنگسار بالاتر هم مي گذاريم.

آزار جنسي دودختربچه با فيلم‌هاي پورنو!

اعمال شنیع نامادری کثیف با دو دختر بچه بی گناه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 13:46  توسط نسيما  | 

حتي اگر كنجكاوي زنانه اي باشد رفتن به وسط آن حرمسرا كه مردم دور و بر بدون توجه به وجودش آتش روشن كرده اند و روز جمعه خوبي را در كنار خانواده شان سپري مي كنند كار خلاف شرعي نيست كه سعي كني سرك بكشي داخل آن ديوار هاي بلند و از لابلاي باز آجرها نگاه كني. و همه زنان حرمسرا را در حال بند انداختن و بزك كردن با سرخاب و سفيداب ببيني.

و بعد مرور كني جمله هدف از برخورد با مجرم اصلاح اوست و اين يك اصل پذيرفته شده جهاني است كه راه به راه در جاده هاي پر پيچ و خم چالوس به چشم مي خورد و دائما بپرسي كه چند اصل اساسي پذيرفته شـــده ديگر در دنيا وجود دارد كه ما هنوز آنها را نپذيرفته ايم يا در عين پذيرفتن به آنها پشـــت پا زده ايم.

و تازه به دنيا چه مربوط كه ما مي خواهيم سنگسار كنيم . و حالا اگر عده اي پيدا شدند و خواستند ( حتي بصورت فردي) يك حركتي انجام دهند كه از ديد خودشان نقد حركتي غير انساني است ،دنياي مجازي جاي مناسبي است براي ناسزا گفتن و رد گم كردن و تهديد كردن كه تازه به قول دوستي بگذار همه بفهمند كه يك مطلب ساده در جهت اطلاع رساني يا نشان دادن كراهت يك عمل غير انساني چقدر مي تواند عده اي را كوچك و حقير نشان دهد كه برخلاف ميل باطني مجبور به سانسور نظراتي شوي ، نه از ترس كه البته ترسي ندارد؛ كامنت هاي كوتوله هايي كه حتي براي تخريب يك نفر از عقايد مذهبي شان هم استفاده مي كنند و اي كاش حداقل وسعت و ديد مذهبي شان هم آن قدر بالا بود كه بتوانندبدون استفاده از توهين ها و تهمت ها ، خودشان را پاك جلوه دهند و نظر مرا نيز نقد كنند.

و در آخر دوستان عزيز كه مرا متهم به سانسور مي كنيد دنياي مجازي هر چقدر هم كه جاي مناسبي براي اجراي نظريه آزادي بيان باشد اما من معتقد به حريم شـــــخصي و خصوصي خودم هستم و اجازه نمي دهم كسي پايش را از حد خود فراتر بگذارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 9:48  توسط نسيما  | 

زنان و مادران این سرزمین، در برابر خشونت «پدران حکومتی» بر فرزندان این سرزمین خاموش نخواهند ماند

امروز در سالگرد واقعه 18 تیر، شش تن از فعالان جنبش دانشجویی: بهاره هدایت (دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و فعال جنبش زنان) به همراه پنج تن دیگر از اعضای شورا مرکزی تحکیم (محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی) که با استناد به اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات، در مقابل دانشگاه امیرکبیر (در خیابان ولیعصر)، کنار هم نشسته بودند (و پلاکاردهایی برای آزادی دوستان شان در دست داشتند)، دستگیر و زندانی شدند. این شش فعال دانشجویی آنجا نشسته بودند تا بگویند چرا پس از گذشت 2 ماه از بازداشت 8 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (عباس حکیم زاده، علی صابری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید توکلی، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، احسان منصوری) با نادیده گرفتن کلیه قوانین و ضوابط آیین دادرسی، از داشتن وکیل محروم هستند و 2 نفرشان هنوز از تماس یا ملاقات با خانواده خود محروم مانده و در انفرادی به سر می برند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 15:13  توسط نسيما  | 

سرت را بالا بگير و سنگ ها را پرتاب كن چه با دستكش و چه بي دستكش ديگر فرقي نمي كند

و نگاه كن تكه هاي سر زني را كه متلاشي مي شود و خون كه فواره مي زند روي تن تو ، يادت باشد خون من نجس ترين خون هاست بايد غسل كني

سرت را بالا بگير تو بي گناه ترين آدم روي زميني كه مي تواني به من سنگ بزني

من هنوز چشم هايم را نبسته ام

نگاه كن دست هايم نمي لرزد خيانتي نكرده ام كه مرا متهم مي كني

و در دل همسرم وسوسه زني ديگر را مي اندازي تا آزموني براي صبر من باشد

سرت را بالا بگير پرت كردن سنگ ها به طرف من آنقدر ها هم عذاب وجدان ندارد تو قبلا هم از پسش برآمده اي اين طور نيست؟

 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 10:52  توسط نسيما  | 

با عنوان جنبش زنان و جنبش دانشجويي

بازخواني زخم كهنه /مریم شبانی

جنبش زنان دهه 60 اروپا ؛ جنبشی برآمده از دل جنبش دانشجویی/ ترجمه: نیلوفر انسان

اعتقادات مشترك، حمايت متقابل: فصل نويني در جنبش دانشجويي و جنبش زنان/ فريبا داوودي مهاجر

حکم شلاق زنان بر تن زخمی دانشگاه هم فرود می‌آید /نازنين دارابي

هم‌راهی دانشجویان پسر با مطالبات جنبش زنان - چراها و راه‌ها /علی عبدی

فعالان جنبش زنان، از دیگران «برتر» نیستند

قتل‌هاي ناموسي

پیامد احکام «دلارام علی» و «عالیه اقدام دوست»: ابهام در جنبش زنان

اکستاسی ؛ مخدری تاثیر گذار بر زنان

قانون و پشتیبانی از حقوق زنان در اوگاندا

گفت و گو با عالیه اقدام دوست :شلاق هم مثل شکنجه است

تحولات حقوق خصوصي در جهت حمايت از حقوق زنان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 10:37  توسط نسيما  | 

قرار بود اين ۱۸ تير ، هيجده تير آرامي باشد نبود

از صبح كه اعضاي مركزي دفتر تحكيم وحدت (امروز صبح بهاره هدايت، محمد هاشمي، علي نيكونسبتي، مهدي عربشاهي، حنيف يزداني و علي وفقي مقابل دانشگاه اميركبير تهران بازداشت شدند )را بردند پيش بيني اش سخت نبود!

قرار بود يادمان برود هيجده را با كدامين ه مي نويسند اما يادمان نرفت اينجا تهران است به ساختمان دفتر سازمان دانش آموختگان(ادوار تحکیم) حمله کردند،تیراندازی کردند،درها را شکستند و بچه ها را با خود بردند

حمله نيروهاي امنيتي به سازمان ادوار تحكيم وحدت، شلیک تیر هوایی و بازداشت اعضاي آن

بهاره هدايت و پنج عضو ديگر شووراي مرکزي تحکيم وحدت بازداشت شدند

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 16:40  توسط نسيما  | 

 

وقتي نفس آدمي گرفته مي شود حالا يا با طناب يا با سنگ مهم نيست كه چند هفته پيش براي همه كامنت گذاشته باشي و اطلاع رساني كني مهم نيست چرا حكم سنگسار نبايد بوسيله قاضي صادر شود و بعد براي جلوگيري از ناراحتي هاي وب نويس كوچكي مثل ما تبديل مي شود به اعدام.

حوزه شخصي حوزه سياسي است ، و ما تنها بايد بعد از اعدام يك آدم و بند آمدن نفس هاي او اين را بفهميم .

ديگر چه فرقي مي كند وقتي دنيا با اين همه وسايل ارتباط جمعي كوچك شده باشد اما تو از اعدام يك نفر خبر دار نشوي حالا چه زن چه مرد .

مي دانم براي خيلي ها اين مطلب جذابيتش را از دست مي دهد چون درام خوبي از آب در مي آمد اگر زن اعدام مي شد متاسفم من درام نويس خوبي نيستم قانونگذار هم نتوانست درام نويس خوبي شود شايد بعد از احكام سنگين دو تن از شركت كنندگان در تجمع ۲۲ خرداد درام قانون گذار با اجراي اعدام زن تكميل تر مي شد.

پي نوشت ها:

جعفر كياني يكي از دو متهم پرونده ي سنگسار تاكستان اعدام (سنگسار؟) شد! (آیدا )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 13:37  توسط نسيما  | 

حكم اعدام شهلا جاهد تائيد شد

پيوست :زنستان

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:17  توسط نسيما  | 

 

 مطلب من براي دلارام علي

لينك مطلب در سايت زنستان

لینک مطلب در سایت کانون زنان ایرانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 10:25  توسط نسيما  | 

 

آیا مسعود بهنود ایمان ونسیما را می شناسد؟!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 16:32  توسط نسيما  | 

كوه ها هميشه با شيب هاي تندشان وسوسه بالارفتن را در من ايجاد مي كنند بخصوص وقتي جاده تا نوك كوه ادامه داشته باشد و بعد آن بالا وقتي همه دنيا زير پاي آدم باشد فراموش مي كند كه نيروهاي تازه نفس در تهران منتظر ارشاد و تذكر به امثال او هستند و يا ايران در حال از دست دادن ميزباني جام آسيا  براي عدم حضور زنان است و ناراحت كننده تر اعدام دختري كه از برادرش باردار شده  در گرگان .

تعطيلات آخر هفته فارغ از دغدغه سوخت و بنزين با گشاده دستي خانواده براي سوزاندن اين سوخت باقي مانده از قبل از سهميه بندي و براي فرار از تمام تنش هاي تهران راهي مي شوي.

آن بالا حس غرورت به اضافه هواي خنك و پاك مانع از اين مي شود كه به همراه ديگران از سراشيب تند و پر از سنگ ريزه و گل الود از سيل شب گذشته با سرعت پايين نيايي.

دره ، پايان همه غرور ها و فراموشي هاي توست آنجا درست مقابل جوي پر از ابي كه از چشمه سرازير شده وسط يك طبيعت بكر و پاك و خالي از هر زباله انساني مخروبه هاي قصر ناصرالدين شاه به چشم مي خورد عمارت در حال بازسازي اي كه قسمت اعظم آن را حرمسراي ناصر الدين شاه تشكيل مي دهد

اينجا وسط اين جنگل زيبا هم اين همه تبعيض آرامت نمي گذارد .

پيوست : روستاي شهرستانك در مسير جاده كرج - چالوس

اعتراض به تبعيض جنسيتي عليه تماشاگران زن فوتبال در ايران: امضا کنيد!

مجازات جنسي اعدام براي زني در گرگان!

مبارزه با بدحجابي با نيروهاي تازه نفس و آموزش ديده

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 11:24  توسط نسيما  | 

اينكه هميشه خبرهاي بد يا فضاهاي تاريك و تنگ و پر از استرس منو دچار تنگي نفس مي كنه يا تپش قلب شديد مطمئناً  ريشه در كودكي هاي من دارد شايد تاثير سرلاك هايي كه به جاي شير مادر غذاي من بوده باشد، اما اين مرض لعنتي همين طور منو گرفتار كرده و همراه شده با من تا الان

حالا حكايت شاهرود است و دانشگاهش وسط آن بيابان برهوت كه فقط يك تابلو سردرش را مشخص مي كرد تنها ما بوديم و ما و سوداي فعاليت دانشجويي.فعاليت هامان كم نبود حداقل براي من كه تا ترم آخر سرگرم بودم اما براي خيلي ها همان يكي دو ترم اخر همراه شد با گوشه نشيني و تعليق و براي ما توقيف نشريه دانشجويي مان

حالا بعد از 5 سال هر وقت خبري از آن دانشگاه مي رسد من انگار ريه هايم خشك شده باشد يك مولكول هوا هم در آن جاي نمي گيرد.

و اين همه خبر فعالان دانشجويي از خوابگاه اخراج مي شوند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 14:43  توسط نسيما  |