یکشنبه سی و یکم تیر 1386
برای امیر یعقوبعلی
جایی به نام اوین
فرزند کمپین
اشتباه نکنید خیلی ها با دیدن این نوشته نیششان تا بناگوش باز می شود ، که بله یک پسر ۲۰ ساله را به یک جنبش زنانه چه ؟
نیشتان را ببندید اینجا قرار نیست یک طنز ضعیف یا یک دفاعیه قوی بخوانید .
اینجا قرار است از یک پسر ۲۰ ساله یاد شود که ۲۰ سالگی اش را در اوین جشن گرفته است
خوابتان می برد راحت سر هایتان را بعد از بستن نیش هایتان روی متکا خواهید گذاشت
اما برای من که اولین نیشخند را بر لب یکی از دوستان دیدم عجیب نیست
چطور پای هر انتخاباتی که به میان می آید ما زن ها عزیز دردانه می شویم
یک تار مویمان فدای یک برگه رای مثبت
اما پای تغییر قوانین زنان که می رسد خنده دار می شود حضور یک پسر جوان
نیشتان را ببندید!
همین چند وقت پیش پای صندوق های رای زنان بدحجابی را که الان متهم به مفسد بودن می کنید در حال رای دادن از تلویزیون ملی تان نشان می دادید.
امیر را آزاد کنید

چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
تهدید یا .............
هشدار یا برخورد
پیوست: تاکید بر روی کلمه حوزه زنان
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
اعلام شماره حساب برای کمک به سینا
باخبر شدم اجرای حکم اعدام "سینا پایمرد" که قرار بود بامداد امروز به پای چوبه دار برود ، با دستور رئیس قوه قضاییه 10 روز به تعویق افتاد.
قرار شده تا با اعلام شماره حساب زیر هر کسی هرچقدر می تواند به سینا کمک کند تا شاید پول دیه مقتول تهیه شده و ما بتوانیم از نوای ساز سینا لذت ببریم.
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
درخواست نجات براي جان يك پسر جوان تنها براي 80 ميليون تومان
چندي بعد از 18 سالگي و برخلاف ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك كه تصريح مي كند افراد زير 18 سالي كه مرتكب قتل مي شوند نبايد به مجازات اعدام محكوم شوند، دستور اجراي حكم دريافت كرد.
در پاي چوبه دار، قاضي از سينا درباره آخرين خواسته اش پرسيد. سينا كه از كودكي فلوت مي زد درخواست كرد كه فلوتش را بياورند. زمان لازم بود و 6 اعدامي منتظر برآورده شدن آخرين تقاضاهايشان ، تا احكام اجرا شود.
ولي قاضي با درخواست سينا موافقت كرد. فلوتش را آوردند و صدايي كه از ناي جان پسر بلند شد، حاضران را دگرگون كرد. او بداهه نوازي مي كرد و بعدها حتا به ياد نمي آرود كه چه نواخته است.
شور نواي ساز سينا به حدي بود كه يكي از خانواده هاي اولياء دم كه براي اجراي حكم حاضر شده بودند، خون فرزندشان را به مقتولي كه طناب برگردن داشت بخشيدند و او آزاد شد.
آنها از خانواده مردي كه به دست سينا به قتل رسيده بود نيز خواستند كه او را ببخشايد. و آنها پذيرفتند به شرطي كه خانواده سينا پايمرد بتواند 150 ميليون تومان را براي آنها در مهلت مقرر آماده كند.
پدر سينا خانه اش را فروخت. اما همه دارايي كه توانست جمع كند 70 ميليون تومان شد. او كه درگير ماجراي پسرش بود كارش را هم از دست داد. مادر سينا هم پرستاري بيكار است.
امروز مهلت آماده كردن پول تمام شد . و صبح امروز به پدر ،خبر دادند كه آماده اجراي حكم پسرش در امشب باشد.
پيش از آن ظاهرا گفته شده بود كه اگر بتواند مقدار ديه را به 100 ميليون برساند، باقي ديه را مي شود كاري كرد. اما امشب پسري، نه به خاطر قتل، كه به خاطر 30 ميليون تومان پول درآستانه اعدام قرار مي گيرد.
نسرين ستوده و پدر سينا از صبح زود درگير اينند كه بتوانند مهلتي ديگر بگيرند. اگر اينگونه شد و فرصتي ديگر به سينا دادند به نظرم همه بايد كمك كنيم كه اين پسر 19 ساله كه دقيقا سه سال از عمر خود را در زندان و زير سايه سنگسن مرگ گذرانده رهايي يابد.
لينك: وبلاگ آسيه اميني
سه شنبه نوزدهم تیر 1386
شماره ۲۷ نشريه زنستان
جنبش زنان دهه 60 اروپا ؛ جنبشی برآمده از دل جنبش دانشجویی/ ترجمه: نیلوفر انسان
اعتقادات مشترك، حمايت متقابل: فصل نويني در جنبش دانشجويي و جنبش زنان/ فريبا داوودي مهاجر
حکم شلاق زنان بر تن زخمی دانشگاه هم فرود میآید /نازنين دارابي
همراهی دانشجویان پسر با مطالبات جنبش زنان - چراها و راهها /علی عبدی
فعالان جنبش زنان، از دیگران «برتر» نیستند
پیامد احکام «دلارام علی» و «عالیه اقدام دوست»: ابهام در جنبش زنان
اکستاسی ؛ مخدری تاثیر گذار بر زنان
قانون و پشتیبانی از حقوق زنان در اوگاندا
گفت و گو با عالیه اقدام دوست :شلاق هم مثل شکنجه است
تحولات حقوق خصوصي در جهت حمايت از حقوق زنان
دوشنبه هجدهم تیر 1386
اينجا تهران 18 تير
از صبح كه اعضاي مركزي دفتر تحكيم وحدت (امروز صبح بهاره هدايت، محمد هاشمي، علي نيكونسبتي، مهدي عربشاهي، حنيف يزداني و علي وفقي مقابل دانشگاه اميركبير تهران بازداشت شدند )را بردند پيش بيني اش سخت نبود!
قرار بود يادمان برود هيجده را با كدامين ه مي نويسند اما يادمان نرفت اينجا تهران است به ساختمان دفتر سازمان دانش آموختگان(ادوار تحکیم) حمله کردند،تیراندازی کردند،درها را شکستند و بچه ها را با خود بردند
حمله نيروهاي امنيتي به سازمان ادوار تحكيم وحدت، شلیک تیر هوایی و بازداشت اعضاي آن
بهاره هدايت و پنج عضو ديگر شووراي مرکزي تحکيم وحدت بازداشت شدند
یکشنبه هفدهم تیر 1386
چقدر زود دير مي شود
وقتي نفس آدمي گرفته مي شود حالا يا با طناب يا با سنگ مهم نيست كه چند هفته پيش براي همه كامنت گذاشته باشي و اطلاع رساني كني مهم نيست چرا حكم سنگسار نبايد بوسيله قاضي صادر شود و بعد براي جلوگيري از ناراحتي هاي وب نويس كوچكي مثل ما تبديل مي شود به اعدام.
حوزه شخصي حوزه سياسي است ، و ما تنها بايد بعد از اعدام يك آدم و بند آمدن نفس هاي او اين را بفهميم .
ديگر چه فرقي مي كند وقتي دنيا با اين همه وسايل ارتباط جمعي كوچك شده باشد اما تو از اعدام يك نفر خبر دار نشوي حالا چه زن چه مرد .
مي دانم براي خيلي ها اين مطلب جذابيتش را از دست مي دهد چون درام خوبي از آب در مي آمد اگر زن اعدام مي شد متاسفم من درام نويس خوبي نيستم قانونگذار هم نتوانست درام نويس خوبي شود شايد بعد از احكام سنگين دو تن از شركت كنندگان در تجمع ۲۲ خرداد درام قانون گذار با اجراي اعدام زن تكميل تر مي شد.
پي نوشت ها:
جعفر كياني يكي از دو متهم پرونده ي سنگسار تاكستان اعدام (سنگسار؟) شد! (آیدا )
شنبه شانزدهم تیر 1386
اعدام شهلا جاهد
پيوست :زنستان
دوشنبه یازدهم تیر 1386
مقاله سيامك درباره آرمانگرايي من را اينجا بخوانيد
شنبه نهم تیر 1386
تعطيلات و تبعيضات
تعطيلات آخر هفته فارغ از دغدغه سوخت و بنزين با گشاده دستي خانواده براي سوزاندن اين سوخت باقي مانده از قبل از سهميه بندي و براي فرار از تمام تنش هاي تهران راهي مي شوي.
آن بالا حس غرورت به اضافه هواي خنك و پاك مانع از اين مي شود كه به همراه ديگران از سراشيب تند و پر از سنگ ريزه و گل الود از سيل شب گذشته با سرعت پايين نيايي.
دره ، پايان همه غرور ها و فراموشي هاي توست آنجا درست مقابل جوي پر از ابي كه از چشمه سرازير شده وسط يك طبيعت بكر و پاك و خالي از هر زباله انساني مخروبه هاي قصر ناصرالدين شاه به چشم مي خورد عمارت در حال بازسازي اي كه قسمت اعظم آن را حرمسراي ناصر الدين شاه تشكيل مي دهد
اينجا وسط اين جنگل زيبا هم اين همه تبعيض آرامت نمي گذارد .
پيوست : روستاي شهرستانك در مسير جاده كرج - چالوس
اعتراض به تبعيض جنسيتي عليه تماشاگران زن فوتبال در ايران: امضا کنيد!
