یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386
پست همین طوری
امروز به اداره کار خیابان سمیه مراجعه کردم ُ به جرات می توان گفت ۹۰ درصد مراجعه کنندگان دخترانی همسن و سال من بودند که بخاطر انحلال شرکت و پایمال شدن حق و حقوق شان برای دادخواست به اداره کار آمده بودند.
و البته حواشی رفتن به اداره کار با این رنگ موها علی رغم پوشیدن مقنعه کم نبود.![]()
همه اش تقصیر آقای همسر است که نگذاشت موهایم را تیره تر کنم.![]()
و بماند که من هم چقدر تو یه دلم به این افراد ندید بدید خندیم ![]()
کتاب روانشناسی هیلگارد تمام شد.
و باید خاطر نشان کنم که علی رغم هشدار نویسنده در ابتدای فصل بیماری ها ( جدی نگرفتن علائم در خواننده ) من تمام بیماری ها را با علامت هایشان در وجودم دیدم و بماند که نزدیک بود برای خودم دارو تجویز کنم.
آخیش بعد از مدتها یک کم برای دل خودم نوشتم .![]()
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386
دنیا بروفق مراد ما نیست
این همه مدت خبر های بد و گرفتاری
و باید جایزه می دادم
کاملا عوض شده ام ، حالا خودم هم از دیدن صورتم درون آینه خوشحال می شوم وا لبته می ترسم
جهان که بر وفق مراد ما نیست
بگذار ما گاهی بر وفق مراد مد روز دنیا باشیم
موهایم را کوتاه کردم برگشتم به ۱۲ سال پیش و دوران راهنمایی و بلوند بلوند رنگ کردم
حالا باید برای از بین بردن رنگ پریدگی صورتم کمی هم برنزه کنم.
دنیا بر وفق مراد ما باشد ....
شنبه نوزدهم آبان 1386
حکم دل آرام متوقف شد
توقف اجرای حکم دل آرام
هنوز مطمئن نیستم اما لینک اخبار مربوطه ر می گذارم دل آرام جانم خیلی خوشحالم برات

بعد از کلی اخبار بد و دلگیر کننده باید امیدوار بود که تلاش همه فعالان زن در این زمینه به نتیجه رسیده هر چند اگر حکم برای دو هفته متوقف شده باشد .
چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
بزنیدش دل آرام را
با اجرای حکم ناعادلانه دلارام علی چه تدبیر شومی برای زن ایرانی تدارک دیده اند؟ نوشین احمدی خراسانی
پوز خند را فراموش نکنیم تارا نجد احمدی
گفتگو با دلارام علی: اگر امروز ما را به زندان ببرند، فردا زنانی دیگر این راه را ادامه می دهند گفتگو ناهید کشاورز با دلارام
با رفتن دلارام علي به زندان ، می توان کلاس هاي آموزش عليه خشونت در زندان بر گزارکرد طلعت تقی نیا
کار هر سینه نیست این آواز/ منصوره شجاعی
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد / سارا لقمانی
هیچ زندانی ظرفیت هفتاد میلیون انسان را ندارد /علی عبدی
نام یکایک ما «دلارام» است / نیلوفر گلکار
نگاهی به فعالیت های دل آرام علی
وبلاگ حمایت از دلارام علی http://delarameali.blogfa.com/
یکشنبه سیزدهم آبان 1386
شب تو یا تو شب ( برای دلارام علی )
سرت را که بالا بگیری می بینی دوباره شب شده ، تو همان جایی که ایستاده بودی ایستاده ای اما از او خبری نیست. تمام شده است پایان تمام این روزها ُ با تمام ضربه های شلاقش
دیگر لازم نیست سرت را بالا بگیری ، شب با تمام ضربه های تاریکی اش بر تنت فرود آمده است و تو خود شب شده ای آن قدر یکی با شب که نمی توانی تشخیص بدهی شب توست یا تو شب؟
- دست هایمان که شکست
تنمان را که باتوم هایتان سیاه کرد و درد که امانمان را برید
نفس مان در نیامد گریه سر ندادیم هر چند که به حکم طبیعت مردانه شما طبیعی بود
حالا شلاق هایتان را پایین بیاورید
نگاه های خیره تان را بر چشم های امیدوار ما بدوزید و شلاق هایتان را بر تن مان فرود آورید
اینجا آخر دنیا هم که باشد
اشک نمی ریزیم
* برای دلارام علی

سخنان شیرین عبادی در باره حکم دلارام علی و پرونده دکتر زهرا
سخنان شیرین عبادی در باره حکم دلارام علی و پرونده دکتر زهرا-
حکم دلارام علی به دایره ی اجرای احکام فرستاده شد
نامه ای برای دلارام علی / پریسا کاکایی
سه شنبه هشتم آبان 1386
خانه خالی است
+ پی نوشت :
تا نگاه ميكني :
وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگي !
پيش از آن كه با خبر شوي !
لحظه عزيمت تو ناگزيز ميشود
آي ...
اي دريغ و حسرت هميشگي !
ناگهان
چقدرزود
دير ميشود !
جمعه چهارم آبان 1386
زمستان در راه است
- هنوز هم خبر رتبه آوردن یک داستان ، آن هم از نوع تاریخ گذشته اش ( کار یک سال پیش ) حتی اگر مدتها باشد دست به قلم نبرده باشی هیجان آور است.
- و این هم میز گرد مر بوط به عملکرد بخش کوچه به کوچه : تحلیل و بررسی آنچه از کوچه و خیابان های شهر می آید: کوچه به کوچه
البته من در بخش مربوط به کتاب بینامتنیت از اضطراب تالیف صحبت کرده بودم نه از اضطراب تعریف
- خبر خوشحال کننده راه اندازی سایت کمپین در زاهدان
- زمستان در راه است


