تبليغاتX
آن زن

شنبه بیست و چهارم شهریور 1386

برای تو می نویسم تویی که فرم امضا کمپین را پاره کردی

برای تو می نویســــم ، تو که اسمت مریم است و برگه را از دسـت سعیده گرفته ای ، تو که به سعیده گفته بودی این کارها فایده ای ندارد ، تو که فرم امضا را پاره کرده ای ، برای تو می نویسم.

می دانم این طور ادعا کرده ای که قبلا ً در کمپین فعالیت می کردی و به نظرت زمان کارکردن با کمپین گذشته است و اینگونه حرکت ها تنها وقت فعالانش را تلف می کند . شــاید در مورد ادعای فعالیت گذشته ات دچار شک نشده باشم ، اما صراحتاً باید اعلام کنم که با نظرت که مبنی بر تمام شدن تاریخ مصرف چنین حرکت هایی است ، کاملاً مخالف هستم .

رفتارت آن قدر برای سـعیده شوک آور بود ، که حتی حاضر نشده بود بقیه امضا ها را همراه خود بیاورد . و حتی وقتی که از وی خواستم بیانیه " اعتراض به قانون خانواده " را امضا کند ، بلند فریاد زد : "این کارها هیچ فایده ای ندارد."

تو را سی و سـه ساله و مجرد معرفی می کرد ، مریم بود نامت ؟ گفت که گفته ای همه ی این راه ها را رفته ای ، در حالی که تکه های پاره شــــده فرم امضا را بر سر دوســت تازه عروســـم می ریختی ، داد زده ای : به چه حق در این فعالیت شرکت می کنی ؟

مریم جان برای تو می نویسم ، به چند دلیل در حال فعالیت در کمپین هســتیم ، تغییر قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان  و آگاه نمودن آنان از این قوانین.

باید توجه ات را به این مسئله که سیر تحول ، در یک جامعه مدنی می تواند از راس هرم قدرت به پایین آن باشد و یا از پایین به بالا . از راس هرم قدرت ، با تغییر قوانین مربوط به آن جامعه ، به فرض قوانین مربوط به زنان ، درصورتیکه در زنان نیازی احساس نشده باشد ، نه تنها بر آگاهی آنان نمی افزاید ؛ بلکه تنها قانونی است که زنان بدون آنکه از کارکرد آن مطلع باشند به آن دست یافته اند . به طور مثال در بعضی از کشور ها که قانون منع خشونت علیه زنان را به تصویب رسانده اند ، بدون آنکه تغییری برای حمایت و حفاظت از زنان ، تغییری در جامعه ایجاد نمایند ، زنان بدون خواست خود به چنین قانونی دست یافته و بنابراین به دلیل عدم آگاهی از شرایط جامعه نمی توانند بر دولتمداران برای تضمین اجرای این قوانین فشار وارد نمایند .

گفته بودی نمی خواهی در ایران تغییری در قوانین ایجاد شود و دلیل این ادعایت نیز این بوده که اگر قرار بر تغییر شرایط بود ، باید مدتها پیش اتفاق می افتاد .

 مریم جان به نظرت اتفاقی نیافتاده ، اینکه مدتی اســـت زنان ایران بوسـیله همین کمپینی که تو آن را ، راه هزار بار رفته ( هزار بار ) خوانده ای از پایین هرم قدرت ، درخواست تغییر قوانین را نموده اند ؛ با آگاه کردن خود و همنوعانشان ، با جلب توجه قدرتمداران کشورشان ، و حتی نماینده های زنی که در ابتدای آغاز به کار مجلس هفتم تغییر بعضی از قوانین به نفع زنان بودند ، و حالا با ماده 23 لایحه قانون خانواده به شدت مخالفت کردند . به نظرت همین تغییر اندک در موضع آنان فایده ای نداشته است ؟

به راستی چقدر از واکنش آیات عظام نسبت به قوانینی که با توجه به فقه پویا اسلام می توانند تغییر کنند ، با خبر شده ای؟

مطرح شدن برابری دیه زن و مرد و یا برابری ارث زن و شوهر.

آگاهی سیاستمداران کشور از فعالیت ها و اهداف کمپین یک میلیون امضا .

به نظر من بی فایده نبوده هرچند که لایحه حمایت از خانواده ( که به ظاهر به نام حمایت از خانواده به کیان آن آسیب می رساند ) از طرف دولت به مجلس تقدیم شده باشد .

شاید همین لایحه تو را عصبانی کرده ، آن قدر که به این نتیجه رسیده ای که دیگر فعالیت برای تغییر شرایط فایده ای ندارد .

تو که خودت در کمپین فعالیت کرده ای باید خوب بدانی که کمپین به همراهانش می آموزد که صبور باشند و برای هر یک امضایی که بدست می آید ، ارزش قائل باشند .

مریم جان به نظر من کمپین به انسان های قاطعی مثل تو نیاز دارد ، پس به جای آنکه از کمپین دور شوی و با ادعای به نتیجه نرسیدن این حرکت ، با کسانی که با دید متحجرانه و حتی سیاسی به آن نگاه می کنند همگام شوی ، کسانی که هرگونه تغییر در قوانین به نفع زنان را بر نمی تابند ، با ما همراه شو.

می دانم که با ما نبوده ای ، اما اگر یکی از ما هستی و به نظرت به آن نتیجه ای که دلخواهت بوده ( دست یافتن به یک میلیون امضا و یک میلیون تغییر در بینش انســـان ها نســبت به قوانین تبعیض آمیز ) نرسیده ای ، دوباره قدم پیش بگذار.

دست هایت را در دستان ما بگذار ، با این تفاوت که به جای پاره کردن امضای 9 انسانی که با تغییر قوانین موافق بوده اند ، فرم امضایی در دستت بگیر و حرکتت را آغاز کن .

باور داشته باش که پشیمان نخواهی شد .

نوشته شده توسط نسيما در 19:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم مرداد 1386

مدیریت خیانت

 

مديريت خيانت

 

سه شنبه 29 خرداد روزنامه هم ميهن در گزارشي از قتل يك آشپز بدست همسر و ابراهيم پسر مورد علاقه همسرش خبر داد. زن مدعي بود شب حادثه ابراهيم در منزل آنها پنهان شده و پس از آنكه روح الله از سركار به خانه برگشته و براي استراحت به اتاق رفته بود او و ابراهيم در آشپزخانه مشغول كشيدن قليان بودند كه همسرش بيدار شده و ابراهيم و زن با ديدن وي او را با چاقو به قتل رساندند . خواندن اين گزارش و گاف بزرگ زن - كشيدن قليان با ابراهيم در آشپزخانه آن هم با وجود حضور مرد در خانه ، وسوسه ام كرد كه به آرشيو صفحات حوادث روزنامه ها رجوع كرده  و تعداد « زن خائن - قاتل » را بررسي كنم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسيما در 19:24 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهارم مرداد 1386

صیغه قاتق نان یا قاتل جان

 

ديگر عادت كرده ايم به شنيدن طرح هاي يك شبه براي حل مسائل اجتماعي كشور و بعد بلند شدن صداي كف زدن هاي موافقان و كوبيدن طبل هاي مخالفان ، يكي از همين راه حل ها براي جلوگيري از مسائل و مشــكلات جوانان مطرح شدن ازدواج موقت از سـوي وزير كشور بود . وي در حاشيه همايش « حجاب ، مسئوليت ها ، و اختيارات دولت » خواســتار ترويج ازدواج موقت در ميان جوانان كشور شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نسيما در 17:43 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم تیر 1386

زهرچشم و خون دل

 

 مطلب من براي دلارام علي

لينك مطلب در سايت زنستان

لینک مطلب در سایت کانون زنان ایرانی

نوشته شده توسط نسيما در 10:25 |  لینک ثابت   •