یکشنبه هفتم مرداد 1386
مدیریت خیانت
مديريت خيانت
سه شنبه 29 خرداد روزنامه هم ميهن در گزارشي از قتل يك آشپز بدست همسر و ابراهيم پسر مورد علاقه همسرش خبر داد. زن مدعي بود شب حادثه ابراهيم در منزل آنها پنهان شده و پس از آنكه روح الله از سركار به خانه برگشته و براي استراحت به اتاق رفته بود او و ابراهيم در آشپزخانه مشغول كشيدن قليان بودند كه همسرش بيدار شده و ابراهيم و زن با ديدن وي او را با چاقو به قتل رساندند . خواندن اين گزارش و گاف بزرگ زن - كشيدن قليان با ابراهيم در آشپزخانه آن هم با وجود حضور مرد در خانه ، وسوسه ام كرد كه به آرشيو صفحات حوادث روزنامه ها رجوع كرده و تعداد « زن – خائن - قاتل » را بررسي كنم.
با نگاهي به صفحات حوادث روزنامه ها به اين نتيجه رسيدم قتل مرد به دست همسر خيانتكارش روند رو به رشدي را طي مي كند . در كنار اين موضوع سوالي كه ذهن مرا به خودش مشغول كرده اين است كه واقعاً در كدام قشر از جامعه خيانت و قتل همزمان رخ مي دهد؟
در سال 1383 زني در پي ضرب و شتم مكرر همسرش با مردي آشنا شده با وي ارتباط برقرار كرده و از او مي خواهد تا همسرش را به قتل برساند.
طيفي كه غالباً زن خيانتكار در آن به قتل شوهرش اقدام مي كند طيف تحصيل كرده است يا خير؟
اگر من بخواهم به اين سوال با حداقل مطالعاتي كه از آمار روزنامه ها و مجلات بدست آورده ام جواب بدهم ، پاسخم اين است : طيف با تحصيلات كمتر پس از خيانت بيشتر دست به قتل همسرش مي زند .
براي اينكه موضوع روشن تر شود بايد اول اين سوال را مطرح كنم كه چرا در قشر زنان تحصيل كرده اين اتفاق كمتر بوقوع مي پيوندد؟
شايد آگاهي جنسي زنان تحصيل كرده قبل از ازدواج يكي از پاسخ ها باشد ، اينگونه دختران به دليل تحصيلات تكميلي ، بيشتر امكان بهره مند شدن از روبط جنسي ( حتي از نوع حداقل يا گفتماني ) را داشته و كمتر تن به ازدواج ناخواسته مي دهند.
بايد به اين نكته توجه داشت كه تحصيلات اين زنان مانع از خيانتكار بودن آنان نيست بلكه اين امتياز به آنان امكان كنترل روابط خود حتي درصورت تن دادن به ازدواج اجباري يا خارج از آن را مي دهد.
اين زنان با آگاهي از حق و حقوقشان يا پس از جدايي با فرد مورد علاقه شان ازدواج مي كنند و يا بوسيله عاملي كه من آن را مديريت خيانت مي نامم ، خيانتشان را با اداره كردن آن پنهان نگه داشته و يا در موارد بسيار نادر با دادن امتياز مشابهي به همسر آن را كنترل مي كنند.
اما در زنان با تحصيلات كمتر : از آنجايي كه اغلب اين دختران به دليل شرايط فرهنگي و يا مالي مجبور به ازدواج هايي اجباري يا ناخواسته بوده و به همين خاطر اغلب هيچ سهمي از لذت با شريك جنسي خود نمي برند ، ناخواسته تن به اين وضعيت متضاد مي دهند آنها از يك طرف به دليل حقوق حاكم بر خانواده خود و همسر مجبور به پذيرفتن اين شرايط هستند و از طرف ديگر با بالارفتن سطح آگاهي هاي جنسي در سطوح مختلف زنان اشتياق به لذت جنسي خود را با فرار به سوي خيانت ارضا مي كنند.
اين قبيل زنان وقتي در معرض خطر آشكار شدن خيانتشان قرار مي گيرند و به دليل ترس شتابزده شان از مجازات هاي قانون و عرف براي سرپوش گذاشتن بر خيانتشان مرتكب به قتل همسر خود مي گردند.
و طبيعتاً اين زنان همانطور كه نتوانستند راز خيانت را از همسرشان پنهان نمايند راز قتل را نيز نمي توانند از چشم قانون مخفي نگه دارند ، و اينگونه است كه اينان « زن - خائن - قاتل » نام مي گيرند.

